پژوهشكده تحقيقات اسلامى

15

سرداران صدر اسلام (فارسى)

برادر رضاعى پيامبر ( ص ) ابولهب عموى پيامبر كنيزكى به نام « ثُوَيبه » داشت ، كه بعدها او را به همسرى خود در آوردو از وى داراى فرزندانى شد . براساس سنّت هاى رايج مكه ، زنان و به ويژه اشراف زادگان حاضرنبودند به كودكان خود شير بدهند . تنهامادرانى فرزندان خود راشير مىدادند كه برده بوده و يا از نژادهاى پست به شمار مىرفتند . بعضى هم گفته‌اند : عربهابراى اينكه فرزندانشان فصاحت بيان داشته باشند ، آنان رابه دايه‌هائى در قبائل بيابان‌نشين مىسپردند تاعربى صحيح واصيل را دربين اين قبايل و به دور از آفتهاى ادبى شهرها ، يادبگيرند . « 1 » وجود يك كنيز مانند « ثويبه » درخانهءابولهب ، اين امكان را به نوزادان بنىهاشم مىداد كه تازمان يافتن دايه‌اى مناسب بتوانند به طور موقّت از شير او تغذيه كنند . از اين رو تنى چند از اولاد عبدالمطّلب از جمله حمزه و محمد صلى اللّه عليه وآله متعاقبا از « ثويبه » شير نوشيدند . « 2 » « ثويبه » از شيرفرزند خود « مسروح » محمد صلىاللّه عليه وآله را شير داده بود . و اگر حمزه نيز از شير همين فرزند نوشيده باشد ( چنان كه برخى گفته‌اند ) بنابراين اختلاف سنّى حمزه و رسول خداصلىاللّه عليه وآله به حداقلّ ( يعنى دوسال ) مىرسد وحمزه فقط دوسال از آن حضرت بزرگتر خواهدبود . « 3 »

--> ( 1 ) . سيرةالحلبيه ، ج 1 ، ص 89 . ( 2 ) . اسدالغابهء ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 46 ؛ دايرةالمعارف اعلمى ، ج 17 ، ص 41 ؛ حبيب السير خواند امير ، ج 1 ، ص 299 ؛ مجمع الرجال ، قهپايى ، ج 2 ، ص 239 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 158 ؛ مستدرك‌الصحيحين ، حاكم نيشابورى ، ج 3 ، ص 192 ؛ سيرهء ابن‌هشام ، ج 1 ، ص 161 و ج 3 ، ص 96 ؛ طبقات ، ابن‌سعد ، ج 1 ، ص 108 .